| فروردين ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۱:۵۰ | تعداد بازديد: 5402 | كد خبر: ۶۳۶۱۵ |
يكي از بينندگان «بازتاب» با ارسال پيامي نوشت: «محمد البرادعي» در يکي از سخنان خود در موضوع هستهاي ايران اظهار کرده بود، نگران تبديل شدن ايران به کره شمالي ديگري است. سخنان مشابهي نيز از سوي سياستمداران و مسئولان ساير کشورها در نگراني از اقدامات متقابل ايران در برابر فشارها و رفتارهاي تحقيرآميز غرب بيان شده است.
اکنون و با توجه به روند تحولات و مواضع طرفين دعوي، به نظر ميرسد تنها دو راه پيش روي ايران باشد؛
1ـ پذيرش قطعنامه و در پي آن، پذيرش پي در پي و متعاقب خواستهها و سياستهاي غرب، نه تنها در زمينه هستهاي بلکه در ديگر مواضع و سياستها.
2ـ مقاومت و پيگيري حقوق هستهاي با پافشاري بر مواضع و تحمل عوارض حاصل از آن.
با توجه به مواضع شفاف و قاطع جمهوري اسلامي ايران و مسئولان ارشد هستهاي مبني بر ادامه فرآيند غنيسازي اورانيوم و چرخه سوخت هستهاي، شايد بتوان ادعا نمود که اين تصميم نياز به اجراي لوازم و ابزار آن دارد که از آن جمله، ايجاد هزينه متقابل براي غرب است.
به اعتقاد بسياري از کارشناسان سياسي و از جمله اشاره تلويحي مقامات غربي، بالاترين هزينه و شکست براي طرف مقابل در شرايط کنوني، حرکت ايران به سمت خروج از NPT است. شايد پذيرش اين واقعيت از سوي مقامات ايراني بسيار ضروري به نظر برسد که اکنون پرونده در شرايطي بسيار سختي قرار دارد و اميدها براي حل مسالمتآميز اين موضوع با توجه به مواضع طرفين، تقريباً به يأس تبديل شده و اکنون زدن عينک خوشبيني و نگاه سادهانگارانه به اين شرايط باعث خسران در آينده و تحميل خسارات سنگين به کشور خواهد شد.
بنابراين شايد تعيين ضرب الاجل براي تصميمگيري در مورد خروج از NPT، به عنوان گام نخست ايجاد هزينه براي غرب و به عبارتي تنها گزينه پيش روي ايران در شرايط کنوني باشد.
شايد به نظر برسد اين تصميم کمي عجولانه باشد، اما نگاه سطحي به شرايط کنوني، تصويب دو قطعنامه عملي و اجرايي از سوي شوراي امنيت و از بين رفتن اميدهاي مربوط به حل مسئله از طريق ديپلماسي و همچنين تبديل ادبيات طرفين درگير از حالت سياسي و محافظهکارانه به ادبيات تحريم، تهديد و جنگ رواني، خود گوياي راه پيش روي ايران باشد. در غير اينصورت بايد شاهد تحريمها و هزينههاي يکطرفه بر کشور و نظام باشيم يعني بازي برد ـ باخت براي غرب. در حالي که اکنون با پا فشاري طرفين بر مواضع خود و حيثيتي شدن مسئله، امکان ايجاد بازي برد ـ برد وجود ندارد، نشان دادن سيگنالهايي از سوي ايران مبني بر اينکه اين بازي به سمت باخت ـ باخت پيش ميرود، در شرايط فعلي بهترين گزينه به نظر ميرسد.
تحريم بي مورد ايران در حالي که اثبات شده است تاکنون هيچ انحرافي در برنامههاي هستهاي خود نداشته است، چه مفهومي را به ذهن تداعي ميکند؟ جز اينکه ما براي عملي که انجام ندادهايم ، مجازات ميشويم.
شايد بتوان گفت، وضعيت پرونده هستهاي ايران در حال حاضر به مانند تيمي باشد که در نيمه دوم و با دو گل خورده، در آستانه حذف شدن از تورنمنت مهمي است. آيا گزينه پيش روي چنين تيمي، دفاع است يا حمله محتاطانه؟ ميتوان ادعا نمود که اگر اين واقعيت در دقيقه 90 درک شود، ديگر چيزي براي از دست دادن باقي نماند.

